مثلا انقلابی…

یکی از مشکلات اساسی من در زمان رانندگی این است که آیا من خیلی دارم تند رانندگی می کنم یا بقیه خیلی آرام حرکت می کنند و در بیشتر مواقع حق را هم به خودم می دهم، کلا در رانندگی بعضی اوقات جوگیر می شوم ، حاصل این جوگیری تابحال چند صحنه که پتانسیل تصادف خیلی خطرناک داشت و به خیر گذشت و چند صحنه تصادف که باعث خراشهای خیلی ریز بر بدنه ماشین شد و یک صحنه همین پارسال اتفاق افتاد، تصادف خیلی سنگین با یک ۲۰۶ که هرچند ایشون به من زدند ولی من مقصر شدم و همین تصادف نیز باعث شد مدتی در خانه ، اعضای خانواده به من یاداور شوند که به خاطر تو تخفیف سالانه بیمه که در چند سال اخیر هر سال به ما تعلق میگرفت از بین رفت.

البته این فرایند جوگیری در جامعه ی ما چندان مسئله عجیب و غریبی نیست، در خیلی از اتفاقات سیاسی ، اجتماعی و حتی فرهنگی شاهد این جوگیری ها مخصوصا در قشر به اصطلاح مذهبی زیاد بودیم؛مخصوصا وقتی حرف از رهبری می شود شاهد برخورد های سطحی و نگاه های تشریفاتی به رهبری هستیم . از عکس های منتشر شده رهبری با دمپایی ساده(که سر فوتوشاپی بودن تصویر بحثه) که مدت های نقل مجالس بود و عکس ها با نگاه های تحلیل گرایانه  و زوم کردن روی سوژه در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد و در ادامه بحث آن جانباز عزیز که در مجلس بیت گفت :”به اقا بگویید حرف از رفتن نزند” که تبدیل به یک بازی شده بود که یک سری عکس پروفایل عوض می کردند و آن تیکه فیلم رو از این گروه به آن گروه ارسال می کردند و با جملات ادبی مثلا ابراز ارادت می کردند؛ گروهی هم چند سال پیش در یک نوع بازی دیگر راه افتاده بودند برای رهبری جشن تولد می گرفتند؛چندین پیش هم که شاهد واکنش رهبری نسبت به سخنان یکی از مسئولین نظام بودیم ،باز این بازی تکرار شد و ندای خائن خائن در فضا به وضوح شنیده می شد.

کمتر در موارد ذکر شده اتفاق ویژه ای در ما رخ داد که همراهی خود را با رهبری به صورت عملی نشان دهیم ، فکر نمیکنم کسی با نمایش عکس های رهبری حرکتی به سمت ساده زیستی برداشته باشه و بلعکس این ساده زیستی را فقط با دیگران یاداوری کرده و یا در بازی حرف رفتن ، کسی از ما واقعا تنهایی رهبری را درک کرده باشه و قدمی در این جهت برداره و حتی در مورد مسئله موشکی و مذاکرات اگر ما به اصطلاح بچه حزب الهی ها و حتی برخی بزرگان زودتر با ان فرد برخورد می کردیم ، فکر نمیکنم دیگر نیازی بود رهبری خود وارد عمل شود و واکنش نشان دهد.

حال با تمام این توصیفات رهبری باز خود وارد عمل شده است و به تنهایی علم دفاع از کارگر و تولید ایرانی را بدست گرفته  و ما همچنان در حال شعار دادیم و در عمل به دنبال بازی خود ،مایی که لق لقه زبانمان “از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن“است .

و اگر این روند ما همچنان ادامه دار باشد، نه تنها در بچه های بازی های سیاسی انتخاباتی قافیه را می بازیم ، بلکه اخر دودستی خودمان تحویل دشمن می دهیم، مواظب باشیم انقلابی سکولار نشویم…

تصویر فروشگاه‌هایی را به من نشان دادند که بالای تابلویش زده بودند «فقط اجناس داخلی فروخته می‌شود»… بارک‌الله، آفرین به این مغازه‌دار!
در مقابل، برخی فروشگاه‌های بزرگ که وابسته به دستگاه‌های حکومتی هم هستند، مملو از اجناس خارجی‌اند، چرا؟
این ظلم به کارگر ایرانی است.     بیانات در دیدار با کارگران ۸اردیبهشت۹۵

پ.ن۱:مخاطب اول خودم بودم، و بعد شما…

پ.ن۲:بعد از یه ماه دوباره یه چیزایی خودم نوشتم ، سخت بود یکم

کاملا بی ربط:

وقتی تو نیستی
زندگی به سر نمی شود؛
دردسر می شود!
دستم را رها نکن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *