چرا جنگیدید؟اون زمان چه حسی داشتی ؟…

چرا جنگیدید؟اون زمان چه حسی داشتی ؟ و من امیدوارم جت خوبی بسازم. من مطمئن هستم که شما سربازان امام زمان بودید و هستید و خواهید بود.

اصلا می دانستی که نزدیک به ۵۰۰ نفر در مکه شهید شده اند.

اگر شما بودید در مقابل این ظلم چه میکردید؟

یادتان زنده است و راهتان ادامه خواهد داشت… و ما را دعا کنید

متن بالا نامه ی یک پسر ۱۱ ساله بود خطاب به شهدای این مرز و بوم.چند وقتی هستش نمایشگاه عکاسی با عنوان قاب سرخ در یکی فرهنگسراهای قزوین برپا شده، هرچند شیوه ی برپایی و بازخورد نمایشگاه کاملا داد میزنه که این دست نمایشگاه ها، بیشتر برای ارائه گزارشکار مفید است تا ترویج فرهنگ شهادت در جامعه، اما توی چنین برنامه هایی اتفاقات جالب هم می افتد از جابجا شدن جای میزبان و مهمان در بازدید مدیر ارشاد  و بنیاد شهید از نمایشگاه تا نامه نگاری های زیبا به شهیدان توسط مخاطبین و بحث های جنجالی پیرامون شهید و شهادت.

یکی از بحث هایی  هم که در این نمایشگاه مطرح شده و هم طی چند وقت اخیر از زمان پیدا شدن شهدای غواص به این سمت نقل مجالس مختلف بوده، بحث سیاسی کردن شهدا توسط افراد خاص و در انحصار قرار دادن شهدا می باشد.

برای اینکه بتوانیم بهتر توی این بحث به نتیجه برسیم باید برویم اول داستان، همونجایی که ان پسرک یازده ساله از شهید پرسید چرا جنگیدید؟ 

باید اول پرسید جنگ چجور پدیده ای بوده، جنگی که یک کشور آغاز میکند و به کشوری دیگر حمله می کند و این حمله به صورت نظامی هم هست. حال فرض میکنیم جنگ یک پدیده ی اقتصادی است،با این فرض باید اینطور بیان کنیم که ایران و عراق در طول ۸ سال جنگ در حال واردات و صادرات کالا و آن هم از نوع تسهیلات نظامی بودند و ما تیر میفرستادیم ، آنها هم برای ما توپ و نارنجک.فقط شیوه این واردات و صادرات کمی  با خشونت همراه بوده که حالا بگذریم.

می تونیم فرض کنیم جنگ ما یک پدیده ی فرهنگی بوده ، و سربازان بعثی  و نیروهای بعث میخواستند فرهنگ والای انسان دوستیشان را به رخ ما بکشند و این فرهنگ والا را در برخورد با اسرای ما به خوبی از خودشان بروز دادند، با مهربانی و برخوردهای بسیار مناسب به دور از شکنچه و باقی قضایا ، فقط شاید تعریف آن ها از مهر و مهربانی با ما کمی فرق داشت، البته از حق هم نباید گذشت و که ما رفتار خوبی با اسرای عراقی و دیگر کشورهای حامی صدام داشتیم،حالا از این مورد هم بگذریم.

البته فرض اینکه جنگ یک پدیده ی اجتماعی هستش هم شاید جالب باشد، پدیده ای که بعثی ها خیلی دوست داشتند  در آن حس انسان دوستی خودشان را به جهانیان نشان دهند، فقط این وسط چرا شهرهای ما را بمباران میکیردند و توی شهرهای مرزی خودشون شیمیایی میزدند ، جای سوال دارد، که این را میگذاریم به حساب رفتارهای عیجیبی که قبلا ذکر کردیم.

اما اینکه جنگ برای ما فرهنگ شهادت ، شجاعت ، شهامت و جوانمردی را به همراه داشت شکی نیست ، اما اصل قضیه برای چه بود؟

حفظ مرزهای خاکی این مملکت یک حرکت سیاسی است، پیشتیبانی از ولی فقیه یک جرکت سیاسی است، جنگیدن برای استقلال مملکت یک حرکت سیاسی است، شهدا را کسی سیاسی نکرد، شهدا خودشان سیاسی اند ، شهدا سیاسیترین افراد این مملکت بودند، شهدا سیاسی ترین حرکت این مملکت را انجام دادند.

و اما جواب ان پسر ۱۱ ساله :

اگر با کشته شدن، اسلام و رهبریت امام و ولایت فقیه تثبیت مى‏شود پس از خمپاره‏ها و اى توپها و تفنگهاى امریکائى و روسى من را در برگیرید و قطعه قطعه کنید.

شهید برانوش خواستار

پ.ن:یاد بگیریم سیاسی بازی با سیاسی بودن فرق می کنه ، درگیر سیاسی بازی نشیم

کاملا بی ربط:کاش جای بوسه اش می ماند بر پیشانی ات

                       با خدا بودن نشان از مِهر می خواهد نه مُهر

2 پاسخ به “چرا جنگیدید؟اون زمان چه حسی داشتی ؟…”

  1. رویا گفت:

    باسلام
    نوع نگاهتان برای انتخاب موضوع، نوشته هایتان را دلنشین میکند.
    در مورد این یادداشت، اینکه با طرح سوال خود نوجوان شروع کردید و بعد جنگ را از منظر پدیده های اقتصادی و… تعریف کردید و دست آخر صحبت یک شهید رو آپردید تا سوال نوجوان بی جواب نماند، همگی قابل تحسین است.

  2. متینا گفت:

    گاهی حس میکنم کسایی که حرکت شهدا رو یک عمل صرفا دلی و عاری از سیاست می خونن، خیلی خوب به وجه سیاسی و نظامی ماجرا آگاهن اما عناد و منافعشون انگار ایجاب میکنه نظر دیگه ای رو فریاد بزنن…خدا عاقبتمون رو بخیر کنه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *