پاهای خود را محکم نکوبید…

صدای قهقه دخترها و پسرهایی کل راهرو دانشگاه را برداشته بود.
استاد خیلی سعی کرد با خونسردی به درسش ادامه دهد ولی صدای طوری بود که در کلاس کاملا حس می شد.
استاد درس را قطع و چند دقیقه سکوت کرد و بخشی از آیه ۳۱ سوره نور را برامون خواند:
“وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ”
و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید
بعد از این آیه شروع کرد از عفت زن حرف زدن و این که زن راز است تا شب ازدواج و این راز باید راز بماند و تنها مردش باید این راز را درک کند ، درحالی که در زمان کنونی طوری شده که هر فرد گوشه دانشگاه می شیند و بدون خرج هزینه ای به بخشی از این راز دست میابد(متاسفانه)
بعد استاد به داستانی از ملاقات سلمان با حضرت زهرا(س) اشاره کرد که در این ملاقات حضرت زهرا(س) نگرانی خود را بابت مشخص شدن حجم بدن خود بعد از مرگ برای نامحرمان به سلمان ابراز داشت.که سلمان از تخت های مخصوص تشییع جنازه که در ایران استفاده می شد برای حضرت گفت و گفت که از این تخت ها برای حضرت می سازد.
که پایان داستان با اشک استاد همراه بود

پ.ن۱:فایل صوتی این درس زندگی استاد را از اینجا می توانید دانلود کنید(با km player اجرا شود)
پ.ن۲:در فایل صوتی آیه ۳۱ اشتباها آیه ۶۴ گفته شده است
پ.ن۳:مراقب خود و ناموسمان باشیم….
پ.ن۴:محرم نزدیک است….

3 پاسخ به “پاهای خود را محکم نکوبید…”

  1. salimi گفت:

    عالی بود…یه چن جاش مهاوره ای بود … چن جاش ادبی…یا مهاوره ای بنویس یا ادبی…الته این در قالب یه پیشنهاد بود برای بهتر شدن…نه چیز دیگه ای

  2. سجده گفت:

    حرف دل خیلی هاست!
    در دل امام زمانمون این روزها چه میگذره …
    خدا به همه ی ما افزون ایمان ببخشه…
    فایل هم در حال دانلودِ.
    سپاس…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *