نفوذ که شاخ و دم ندارد…

چند وقتی است که واژه نفوذ در ادبیات سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و حتی اجتماعی کشور مطرح شده است و طی این مدت تعاریف و تفاسیر مختلفی در رابطه با نفوذ در مطبوعات ، رسانه ها و در بین مردم دیده و شنیده می شود.

شاید نتوان بحث نفوذ در کشور را با راه اندازی احتمالی مراکز مختلف وابسته به غرب که نوعی نماد هستند که هدفی جز تغییر سبک زندگی و فرهنگ غنی این مرز و بوم ندارند،خلاصه کرد، همچنین بحث هایی که باعث تضعیف جامعه در رسیدن این ملت به اقتصاد نیز تنها بخشی از پروژه ی وسیع نفوذی است که چند وقتی است دشمنان در حال برنامه ریزی هستند.

اگر برخی اتفاقاتی که توسط خودمان و بدون هیچ قصد و غرضی در جامعه در حال رخ دادن است را با نکاهی ریزبینانه بررسی کنیم ، به این نتیجه خواهیم رسید که این اتفاقات که شاید برخی ها پیش پا افتاده و کم اهمیت قلم داد شود، نتیجه ای در حد و اندازه موارد در بالا ذکر شده و حتی بالاتر از آن داشته باشد و نیاز دشمنان این ملت را تامین کند.

اینکه یک مامور و افسر راهنما و رانندگی در وقت کار و خدمت ، گوشه ای از  منطقه پارک ممنوع در ماشین خود استراحت می کند و جریمه ای نیز برایش در کار نیست؛ یا آن بنده خدایی که سازمان های دولتی جهت کارهایی عمرانی ملک و زمینش را گرفته اند و برای پرداخت مبلغ امروز و فردا می کنند ؛ یا آن کارگری که  به واسطه ی سیاست های غلط دولتی چندین ماه حقوقی دریافت نکرده و بیکار شده ؛ و یا آن جوانی که به خاطر مصلحت اندیشی ها بی دلیل و مسخره ، ماه ها درگیر یک پرونده استخدام می شود و جوابی رک و صریح دریافت نمی کند، همه و همه می تواند عاملی باشد تا ذهن این افراد که در جامعه ما متاسفانه کم هم نیستند ، نسبت به عملکرد نظام بدبین شود و کارایی نظام را در حد پایینی تصور کنند ، و این خود همان چیزی است که دشمن قسم خورده ی این مرز و بوم سالهاست که دنبال آن است.

شاید وقت آن رسیده باشد که تلنگری نیز به خود بزنیم.

امیر قافله گیرم که عزم جنگ کند

نشسته اند سواران ، که را محک بزنند؟؟

کاملا بی ربط: 

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد

آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *