ریش تو یا دم سگ؟؟…

چند روز پیش برای برنامه ای به حوزه هنری قزوین رفتیم.

قرار بود برنامه ای با حضور دکتر رجبی دوانی و با مضمون هنر انقلاب اسلامی برگزار شود،حالا بماند که چرا دکتر به قزوین نیامد و برنامه آنطور که باید و شاید برگزار نشد.اما اتفاقی جالبی برای من و رفیقم افتاد.

یکی از اساتید به نظر برجسته هنری که با همان تیپی بمانند همان چیزی که از هنرمندان سراغ داریم در حوزه هنری حضور داشت و به نظر هم سن و سالی ازش گذشته بود و به سختی با عصا حرکت می کرد، بعد از احوال پرسی با جمع اندکی که دور و برش جمع شده بودن؛رو به یکی از خانم ها که چندان حجاب از نظر ما مناسبی نداشت کرد و جمله ای با این مضمون گفت که «آفرین برشماها که نه زیر بار چکمه های رضاخانی رفتید و نه زیر بار این حکومت» . بعد یه لحظه چشمش به من و رفیقم ریشی بر صورت داشتیم و دست به سینه به او نگاه و به حرفهایش گوش می کردیم.

در همان لحظه تغییری در نوع ادبیات آن پیرمرد هنرمند صورت گرفت و صحبتشو با این مضمون نسبت به آن خانم ادامه داد که:«همین شماها بودید که انقلاب کردید و از دین دفاع کردید.»

بعد این ماجرا و اتفاق بنده یاد این روایت افتادم:

منافقی به سلمان هنگام استانداری مدائن گفت:ریش تو بهتر است یا دم سگ؟
سلمان در نهایت ملایمت فرمود:
اگر از پل صراط رد شدم،ریش من و اگر افتادم،دم سگ.

پ.ن:تن آدمی شریف است به جان آدمیت/نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
بی ربط:عرضم به حضورتون که هرکسی دقیقا به اندازه ی ادعاش بی خاصیته …

5 پاسخ به “ریش تو یا دم سگ؟؟…”

  1. حسن گفت:

    دم شما گرم . خوب نوشتی.

  2. ... گفت:

    تقصیر خودمونه که این چنین اساتیدی رو بزرگ می کنیم و آدم حساب می کنیم

  3. هنوز سر حجاب با استاد درگیر هستم اصلا نه اسمم رو سر کلاس میخونه نه درس میپرسه
    انگار اصلا وجود خارجی ندارم

  4. ن.م گفت:

    با هر که توانسته کنار آمده دنیا
    با اهل هنر آری، با اهل نظر نه!
    اهل هنر خیلی آدمای عجیبی ان! درک آثارشون خیلی راحت تر از درک خودشونه…
    قسمت “بی ربط” عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *