خربزه ایسم و سیاست…

مدت ها بود دوستان دعوت می کردند و ما به دلایل مختلف شرمندشون می شدیم و نمیتونستیم دعوتشون رو قبول کنیم. ولی این بار فرق می کرد، شاید بهترین فرصت بود تا یک جمعه رو اختصاص بدیم به خوزنین و سفر کنیم به این روستای شهرک مانند.خوزنین یکی از روستاهای اطراف تاکستان هستش که چند کیلومتری با  شهر شال فاصله دارد.حدودا یک و نیم ساعت با ماشین از قزوین تا به اونجا راه هست.

مردم خوزنین ،مردمی مهمان نواز و باصفا به مانند اغلب روستاهای کشور هستند که از من هم به خوبی پذیرایی کردند و ما هم شرمنده این دوستان شدیم.

فرقی نمیکنه که کجا و با چه کسی در چه سطح از سواد داری صحبت میکنی، مهم این هستش که بحث برجام و توافق هسته جزو بحث هایی هستش که همواره مطرح میشه و مردم هم با توجه به پخش تلویزیونی کمیسیون برجام مجلس این موضوع رو دنبال میکنند و این موارد شامل صحبت های ما با دوستان خوزنینیمان هم بود.

در این بین کتاب مجله مانندی که وسط بحث ها به روی سفره پذیرایی آمد،کتاب “بازگشت از نیمه راه” بود.کتابی که در آن به افراد و جریاناتی پرداخته که به دلایل مختلف از جریان انقلاب بازمانده اند، ادم هایی که شاید برخی از آنها رو در زمان حال حاضر خائن یا منافق بنامیم و برخی رو ساده لوح که بازیچه ی دشمن شده اند، هرچند انقاداتی هم به کتاب وارده ولی در کل برای افرادی که بخوان مروری برای تاریخ معاصر انقلاب از این دید داشته باشند بدک نیست.

برگردیم به خوزنین؛در اطراف روستا باغ های مختلف پسته و انگور و افتابگردان و … موجوده و بیشتر مردم وقتشون و کارشون کشاورزیه.به همراه یکی از دوستان برای برداشت محصول خربزه بر سر زمین رفتیم، بعد از گرفتن چند عکس مشغول به چیدن خربزه ها شدیم،قسمت هایی از زمین افت خورده بود و برخی از خربزه قابل استفاده نبود ، ولی قسمت هایی هم بود که خربزه های تازه رسیده و شیرین و اب دار بخش وسیعی از اونجا رو پر کرده بود.از اونجای که ما شهری ها عرضه و توان کار در شرایط سخت را نداریم و سنگینترین وزنی که دست های ما تحمل کرده سی دی بوده و در بهترین حالت دی وی دی و بیشترین تماس را با صفحه های کیبورد داشته و موبایل،چندان در کار کشاورزی موفق نبودم و خیلی زود خسته شده و کنار کشیدم، ولی سعی کردم تلاش دیگر عزیزان رو ثبت و ضبط کنم و به عکاسی پرداختم.روند چیدن محصول تا به بازار را میتوان به مکان ها و صنعت ها و جوامع مختلف تعمیم داد.معمولا اگر خربزه یا هر میوه ی دیگری دیر چیده بشه و کمتر مراقبت بشه افت میخوره و قابل استفاده نیست ، در مقابل خربزه های تازه رسیده در صورت رسیدگی و زود چیدن میتونه خیلی مفید و خوشمزه باشه.بعد از چیدن خربزه، اونها فرقون(یا فرغون) فرقون به کنار مزرعه میبرند و بعد از بررسی که کدام سفت است و کدام نرم از هم جدا میکنند، معمولا نرم هارو قابل استفاده نیست و یا بخشی از اون قابل استفاده است که همون بخش قابل استفاده سر مزرعه خورده میشود.ولی سفت ها اماده سوار شدن بر وانت می شوند تا به بازار بروند برای فروخته شدن، در این بین وانت دار باز هم همان بررسی رو زمان بار زدن انجام می دهد و برخی خربزه های شل و نرم که از دست مزرعه دار در رفته و جزو سفت ها خودش رو جا داده شناخته می شود و به نحوی به سمت زمین پرتاب خواهد شد که گویی وانت دار تمام حرص خود را روی اون خربزه بدبخت خالی میکند،تکه تکه می شود.

برگردیم به کتاب بازگشت از نیمه راه و ادم های سیاسی و به اصطلاح سیاسی جامعه امروزی ما؛برخی افراد مانند ان خربزه هایی هستند که بر اثر دیر چیده شدن دیگر قابل استفاده نیستند،که در این بین ممکنه این دیرچیده شدن تقصیر خود جامعه باشد که با رفتار بد خود باعث شده افرادی از جامعه طرد بشن یا تقصیر گردن مزرعه دار  چند مزرعه بالاتر  که وقتی محصول پر بار ما را میبیند طمع کرده و توطئه چینی می کند.و افراد ساده لوح را از خط انقلاب طوری دور می کند که دیگر راه بازگشتی ندارند.

برخی افراد مانند ان خربزه های تازه رسیده و شیرین هستند، ان ها رویش های تازه است که باید بهشون توجه کرد، انها برای جامعه شیرین هستند و نفع خود را خواهند رساند.

برخی از افراد موذی هستند و به هر شکلی شد خود را جزو خربزه های سفت جا زده  و از با رسیدن به ظاهر خود ف باطن خود رو پنهان کرده اند.هرچند تاریخ نشان داده که انها هم توسط مردم شناخته خواهند شد و مردم آنها را به سزای اعمال خود خواند رساند.

در اخر مصرف خربزه برای مردم است ، این مردم هستند که باید از این محصولات استفاده کنند،

معمولا خربزه های خراب را به گاوداری با قیمت کمتری می دهند برای مصرف گاو ها…

پ.ن:گزارش تصویری به زودی در پایگاه خبری قزوین خبر.

کاملا بی ربط: بگو به آینه،تکثیر دلبران نکند       من از یگانگی تو، دوتا نمی خواهم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *