باید شیوه ی سخنم را عوض کنم…

همیشه سعی کردم با انصاف باشم، حتی در تصورات خودم هم این روند انصاف رو رعایت کردم، همیشه به طرف مقابل حق دادم.

همیشه سعی کردم ادم صبوری باشم ، یا حداقل خودمو ادم صبوری نشون بدم هرجند در چندوقت اخیر در چند مورد مجبور شدم کمی از فضای صبر خارج بشم و بتوپم به طرف مقابل که خداییش جواب هم داده،

همیشه سعی کردم تا اونقدری که امکانش هست عینک بدبینی رو به چشم نزنم و با تمام وجود با اینده امیدوار باشم.

اما وقتی یک پروسه در یک سازمان انقلابی به قدری طولانی و فرسایشی میشه دیگه شاید مولفه های ذکر شده در بالا چندان پابرجا نباشه .

شاید نیاز باشه انصاف رو بزاری کنار و طرف مقابل رو به کم کاری متهم کنی، صبر رو بزاری کنار و طرفتو کمی با چهره ی اخموتر خطاب کنی، و عینک بدبینی رو از جیبت در بیاری.

شاید نیاز باشه ادبیاتت رو عوض کنی  در مقابل مسئولی که وقتی یک نقطه منفی قابل حل در پرونده ات به چشم میخوره، طوری اه و دست روی سر میکشه که انگار توی مسابقه فینال جام جهانی در دقیقه نود توپش با فاصله نیم سانتی از کنار دروازه به اوت رفته.و همین موقعیت از دست رفته رو طوری میگه با فلانی صحبت میکنم که گویی میخواد منتی روی سرت بزاره.

این رنج نامه نیست، این فقط کمی دلخوریه از دوستانی که انتظارات دیگه ای ازشون هست…..

پ.ن:این متن میتواند مخاطب یا مخاطبین خاص زیادی داشته باشد.

پ.ن:انقدر اتفاقات بی ربط توی این چند وقته دیدم که نبود ربط بین عکس و متن چندان موردی نیست، هرچند کنایه فهما ربطشو میگیرن.

بی ربط:من از این تیرگی باطن خود دلگیرم
روشنی بخش دل و دیده چرا نیست مرا

یک پاسخ به “باید شیوه ی سخنم را عوض کنم…”

  1. سلام علیکم
    امیدوارم تو این جبهه جنگ نرم و فرهنگی همیشه موفق و موید باشید
    راستی قالب نو مبارک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *